http://mohsensepasi.persiangig.com/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%AF.jpg
هرچند در مسیحیّت به ویژه در آئین کاتولیک ازدواج، امری مقدّس است امّا ترک ازدواج و عزوبت نیز امری ممدوح شمرده شده است. راهب مسیحی با اقتدا به حضرت مسیح، از لذّت زناشوئی چشم پوشی کرده، خود را به نحو کامل وقت خدمت به خدا می کند. در مسیحیّت اولیه جائی برای ازدواج وجود نداشت و عیسی مسیح، خواهان تجرّد کامل بود: « از شما خواسته است تا روابط جنسی نداشته باشید و من نیز به شما می گویم، هر یک از شما که با ریبه به خانمی نگاه کند، در قلب خود مرتکب عمل زنا شده است». با استناد به این آموزه های کتاب مقدّسی و نیز سیره عملی عیسی، در سنّت مسیحی همیشه تجرّد به عنوان یکی از بهترین روش ها برای دوری از دنیا و شیوه ای از رهبانیّت و وسیله ای برای تحصیل رضای کامل الهی مطرح بوده است. از این روی علمای مسیحی مردم را به محاسن این روش گوشتزد کرده، ایشان را  به رهبانی گری و مجرّدانه زیستن تشویق میکردند. به طور مثال سنت پاول در یکی از رساله های خود می نویسد: « غیر متأهّلین شور خدایی دارند و مایلند که خدا را از خود خوشنود بگردانند؛ متأهلّین شور این دنیایی دارند تا همسر خود را راضی کنند»

ترک ازدواج و انتخاب تجرّد پیش از مسیح و در ادیان غیرمسیحی دیگر نیز وجود داشته است. ولی نکته‌ی اصلی آن است که ایشان این عمل را به عنوان وسیله ای برای پاک زیستن و تقویت انگیزه های خالصانه‌ی خویش نمی دیدند. کما اینکه در برخی از قبائل، مانع از ازدواج دختران شده، آنها را باکره نگه می داشتند تا در مراسم مذهبی از آنها استفاده کنند. امّا در سنّت مسیحی ترک ازدواج وجهه ای روحانی به خود گرفت و «یکی از توجیهات اصلی زنها برای مجرّد ماندن این بود که تصوّر می کردند با حفظ بکارت خویش به شمائل خدا نزدیکتر و به حوّای محکوم نشده قبل از گناه شبیه تر خواهند بود. از دیگر دلائل گزینش تجرّد این عقیده بود که می گفت تمام ذهن شخص باید منحصراً متوجّه‌ی خدا باشد و خودش را وقف او کند.»
در پایان ذکر این نکته نیز ضروری است که باور مسیحیان وکلیسای مسیحی بر ارجحیّت ترک ازدواج و انتخاب تجرّد جهت خالصانه زیستن، بیش از آنکه برگفته از تعالیم ناب عیسوی باشد، متأثر از اعتقادات برخی از فرقه های یهودی معاصر حضرت عیسی و نیز تعالیم شخص پولس به کلیسای اولیّه‌ی مسیحی است. فرقه‌ی قمدان، که احتمالاً فرقه ای از یهودیان معاصر مسیح بودند، به تجرّد و اختصاص دادن تمام فکر و ذهن به اطاعت از خداوند اعتقاد داشتند.«اینگونه طرز تفکّر یهودیان فلسطینی که مبلّغ مجردّ ماندن بودند، به این هدف که شخص جز خدا تعلّق خاطری نداشته باشد، بر نگرش مسیحیان به روابط جنسی تأثیر بسزایی گذاشت. اغلب تعلیمات کلیسا مبنی بر مجرّد ماندن و نیز بیشتر مسائل ازدواج و طلاق برگرفته از نامه‌ی پولس به قرنتیان است: «ای کاش همه می توانستند مثل من مجرّد بمانند»
به نظر شما این طرز تفکر درست است ؟
آیا این قانون عدم ازدواج راهب مسیحی باعث گناه و معصیت در کلیساها نشده؟
آیا تجرد انسان را به خدا نزدیک می کند؟یا انسان را دور می کند؟
به نظز اسلام ازدواج نه تنها انسان را از خدا دور می کند بلکه به خدا نزدیک می کند.