تازه جالب اینجاست که عیسو باز هم زن می گیرد که انرا درعهدعتیق /پیدایش/باب28/بند9:پس عیسو هم نزد خاندان عمویش اسماعیل که پسر ابراهیم بود رفت وعلاوه بر زنانی که داشت محلت دختراسماعیل خواهر نبایوت رانیز به زنی گرفت

یعقوب هم چند همسر اختیار می کند که لیه وراحیل از جمله ی انهاست که شما می توانید به عهد عتیق /پیدایش/باب29و30مراجعه کنید وحتی درکتاب خود شما نوشته است که زنان او با یکدیگر درزاییدن بچه با هم رقابت می کردند براستی یعقوب چند همسرداشته است که باهم رقابت می کردند درزاییدن فرزند؟

این فقط قسمتی از چند همسری پیامبران خدا وفرزندانشان هست که درکتاب عهد عتیق درقسمت پیدایش وجودارد حال اگر طالبان حقیقت خود بیشتر مطالعه کنند مطمئنا بیشتر از این حرف ها را پیدا خواهند کرد

حال سوال من از مسیحیان این است که شما را چه شده که از تمام این مطالبی که درکتاب های خودتان امده است چشم پوشی می کنید وپیرو هوی وهوس شده اید؟به راستی اگر چند همسری اشکال داشت چطور پیامبران خود دارای چندین همسر بوده اند واین مطالب درکتاب های خود شما نیز امده است

بهتر نیست شما به جای پیروی از رهبران دینی که معلوم نیست برچه مبنایی این احکام وقوانین را دراورده اند به احکام دین خداوپیامبران عمل کنید یا حداقل به کتاب های خودتان عمل کنید ؟ایا این حرف منطقی وعقلانی نبود؟

ایا پیامبران کسانی را از چیزی نهی می کنند که خود مرتکب شده اند ویا چیز دیگری درمیان است وان این است که برخی به نام بزرگان دین هرچیزی را که مطابق میل وهوس خدا باشد به اسم دین وپیامبران وارد دین خدا کرده وحق وغیر حق را با هم در امیخته ودستورات خداوند را با امیال خویش تغییر بدهند غافل از اینکه کتاب هایشان حق را اشکار می کند باشد پیروان حقیقت خود شان با دلیل ومدرک حق را بپذیرندونگذارند بعضی از افراد از ندانستن انها استفاده کنند وهر چیزی که می خواهند به گوش انها بخوانند

درضمن قسمتی ازکتاب اسلام وانسان معاصرعلامه طباطبائی را می اورم:البته معلوم است که اسلام تعددزوجات(چندهمسری)راایجاب نکرده است فقط اجازه داده است که مردبیش از یک زن تا چهارزن ان هم فقط درصورتی که بتواند درمیان انان بامساوات وعدالت رفتارنماید وچنین حکمی تنها زمینه میخواهدیعنی باید بطوری باشد که نظم جامعه بواسطه کمبودزن وتراکم مردان با این امرمختل نشود وهرج ومرج لازم نیاید اما ازناحیه مردان واضح است زیرا دراثراینکه مسکن وهزینه ی زندگی واولاد بعده مرد است وعدالت شرط شده اقدام به این امر تنها برای معدودی ازمردان مقدوراست نه برای همه.ازطرف دیگر نیز پیوسته طبیعت وحوادث خارجی ازجنس زن صلاحیت دار برای ازدواج بیشتر ازمرد تهیه می کند

اگرسال معینی را مبدا قرارداده موالید متساوی زن ومرد را مقایسه کنیم درسال شانزدهم عدد زنانی که صلاحیت ازدواج دارند هفت برابر مردصلاحیت دارخواهد بود ودرسال بیستم عددزن با مرد به نسبت(یازده-5)خواهد بود ودرسال بیست وپنجم تقریبا سال معمولی ازدواج است به نسبت(16=10)خواهد بود واگردر غیر اینصورت عدد مردان کثیرالزوجات(چند همسردار)را یک پنجم فرض کنیم هشت درصد مردان دارای یک زن وبیست درصد دارای چهارزن خواهند بود ودرسال سی ام بیست درصد مردان دارای سه زن خواهند بود.گذشته از ان عمر زن بیشتر از مرداست وپیوسته زن بیوه درجامعه بیشتر از مرد زن از دست داده است-گذشته از ان تلفات جانی درمردان به نسبت قابل توجهی بیشتر از زنان است ومخصوصا تلفات سنگین جنگهای مهم وعمومی براین مطلب گواه خوبی است .دراین چندسال اخیر(سال تالیف کتاب)درروزنامه ها ومجله ها مکررخواندیم که جمعیت زنان المانی از دولت تقاضا کرده اند که قانون تعددازدواج(چندهمسری)اسلام را در المان اجرا کرده بدینوسیله نیاز زنان بی شوهر را رفع نماید ولی دولت بعلت مخالفت کلیسا اجابت نکرد.(علامه طباطبائی کتاب اسلام وانسان معاصر

 

زوجات فراوان عیسو پسر اسحاق :درعهد عتیق /پیدایش/باب 26 بند34و35:عیسو پسر اسحاق درسن چهل سالگی بودیه دختربیری حیتی وبسمه دخترایلون حیتی را به زنی گرفت.این زنان زندگی رابراسحاق وربکا تلخ کردند