ازدواج مسیحی
ازدواج مسیحی
قرائت از کلام :
ایشان را نر و ماده آفرید و خدا ایشان را برکت داد و بدیشان گفت: بارور و کثیر شوید. (پیدایش 27:1و28)
خداوند خدا گفت: خوب نیست آدم تنها باشد .پس برایش معاونی موافق وی بسازم. (پیدایش 2:18)
و خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت ، و یکی از دنده هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد . و خداوند خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود ، زنی بنا کرد و وی را به نزد آدم آورد . و آدم گفت :"همانا این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم ، از این سبب "نسا" نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد." از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده ، با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود. (پیدایش 21:2-24)
از وابستگی های نامناسب با افراد بی ایمان دوری کنید ، زیرا چه شراکتی بین نیکی و شرارت است و چه رفاقتی بین روشنائی و تاریکی ؟ چه توافقی بین مسیح و ابلیس وجود دارد و چه هماهنگی بین ایماندار و بی ایمان ؟ و یا چه وجه اشتراکی بین خانۀ خدا و بت ها هست ؟ زیرا ما خانۀ خدا هستیم ، چنانکه خدا فرموده است :« من در ایشان ساکن خواهم بود و در میان آنها بسر خواهم برد. من خدای زنده ایشان خواهم بود و آنان قوم من .» و خداوند می فرماید: « از میان آنها خارج شوید و خود را از آنان جدا سازید به چیزهای ناپاک دست نزنید و من شما را خواهم پذیرفت » و خداوند متعال می فرماید :« من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من خواهید بود.» (دوم قرنتیان 14:6-18 )
حدس می زنم فهمیده باشید در مورد چه موضوعی امروز می خواهیم صحبت کنیم. بله ازدواج مسیحی.
دعا کنیم.
مقدمه :
ازدواج یکی از 7 راز یا سر (افسسیان 5:32) کلیسائی کلیساهای ارتودکس و کاتولیک می باشد و در کلیساهای پروتستان نیز اهمیت زیادی دارد . اگر مسیح و کتاب مقدس در مورد آن صحبت می کند و تعلیم می دهد پس کلیسا نیز باید تعلیم دهد و ایمانداران را در این قسمت مهم از زندگی راهنمایی کند.
ما گاهی فکر می کنیم که ازدواج و امور زناشویی مطالب دنیوی هستند که به قلمرو شیطان مربوط می شود ، ولی ما فراموش می کنیم که خدا بود که ازدواج و حتی امور جنسی را در چارچوب آن برای مرد و زن بوجود آورد . ما خانواده ای را که در آن متولد می شویم انتخاب نمی کنیم ولی خانواده ای را که بیشتر سالیان زندگیمان را در آن خواهیم گذراند ، خودمان انتخاب می کنیم ، پس چقدر مهم است که ایمانداران با درک درست و کتاب مقدسی به ازدواج نگاه کنند . ازدواج مسئله ای مشکل ساز در دنیا است و افراد مختلف نظرات مختلفی در مورد آن دارند ولی ما به عنوان مسیحیان باید به کتاب مقدس نگاه کنیم که جواب هر سئوالی را دارد .
بعضی چیزها هستند که مثل خار رشد زندگی روحانی ما را متوقف می سازند و روی احساسات و روان ما تاثیر بدی می گذارد . خداوند می خواهد که قلب ، فکر ، احساسات ، روابط و بدن ما (یعنی کلیت وجود ما) سالم باشد. خدا برای زندگی تک تک ما برنامه دارد (از جزی تا مهم) ، او موهای سر ما را شمرده است و ما را دوست دارد ، او مسیح خداوند را فرستاد تا در راه ما بمیرد و ما با ایمان و توبه نجات بیابیم . ازدواج نیز از قسمتهای اصلی زندگی ماست که خدا برای آن برنامه و هدفی دارد ، ازدواج از مهمترین تصمیمات زندگی ماست ، تصمیمات ما باعث می شود که ما یا به خدا نزدیک شویم و یا از خدا دور شویم پس ما باید خیلی در تصمیماتمان جدی و مراقب باشیم ، مخصوصا در مورد مسئله مهمی مثل ازدواج.
خدا می خواهد ما خانواده های مسیحی و کتاب مقدسی داشته باشیم و در این خانواده ها رشد کنیم و خدا را خدمت کنیم .
ما باید به جای غصه خوردن در مورد خودمان و آینده مان ، یاد بگیریم برای آن آینده ای که خدا برای ما فراهم کرده به او توکل کنیم و در او شادی کنیم.
بخش اصلی:
1-چرا ازدواج مسیحی؟
وقتی خدا انسان را آفرید ایشان را مرد و زن آفرید ، خدا گفت "خوب نیست آدم تنها بماند پس برایش معاونی موافق وی بسازم"(پیدایش 1:26) خدا خود ازدواج را بنیاد نهاد و خود حوا را به آدم داد و او را از پهلویش داد تا آدم و حوا در کنار هم و هر دو بعنوان یک انسان مساوی به هم محبت کنند و خدا را خدمت کنند. در مسیحیت اگرچه زن و مرد وظایف جدا دارند ولی نزد خدا و بعنوان انسان برابرند. خدا حوا را از پای آدم نگرفت تا حقوق زنان لگدمال گردد و نه از فکر آدم گرفت تا زنان بر مردان سلطه نمایند بلکه از پهلویش تا زن و مرد مکمل هم باشند و در کنار هم و باهم با مشارکت زندگی کنند. همانطور که خدا در ابتدا به آدم کار و سر پناه و همسری داد (پیدایش 2) ما هم می توانیم به همان خدا توکل کنیم که برای ما نیز تدارک خواهد دید.زیرا او خدای تدارک دهنده است. خدا روان و جسم ما را طوری ساخته است که هر پسری به دختری و هر دختری به پسری محتاج باشد (مگر در موارد خاص که افرادی برای وقف بیشتر به خداوند با کمک او ازدواج نمی کنند.) و نسل بشری برای بقا نیاز به ازدواج دارد تا از طریق رابطه جنسی تنها در چارچوب ازدواج دوام یابد.
ازدواج مسیحی یک ازدواجی است که قبل از هر چیز بین دو مسیحی انجام می گیرد. منظور از مسیحی کسی است که تولد تازه دارد و با توبه و ایمان از انجیل اطاعت می کند. کلام خدا صریحا در دوم قرنتیان 14:6-18 ازدواج ایماندار با بی ایمان یا حتی با مسیحی اسمی و دنیوی را رد می کند. ازدواج ایماندار با بی ایمان (منظور کسی که ایمان کتاب مقدسی ندارد یا بر طبق آن عمل نمی کند) باعث می شود زندگی ایمان ما نابود گردد. خیلیها می گویند ما او را عوض می کنیم ولی این تنها یک احتمال است و شاید او ما را عوض کرد و یا شاید هیچکدام نتوانست دیگری را عوض کند و زندگی تبدیل به محل جنگ می گردد . یک ایماندار و بی ایمان از دو قلمرو مختلف هستند (روحانی و شیطانی) و این دو قلمرو هیچگاه نمی توانند باهم سازگار باشند.همانطور که نور و تاریکی و بهشت و جهنم در کنار هم نمی توانند باشند. البته کلام خدا صریحا در مورد کسانیکه ازدواج کرده اند و همسرشان بی ایمان است و می خواهد با او زندگی کند می گوید که باید با زندگی مقدس و خدا پسندانه خود راه را برای نجات او و فرزندانمان فراهم آوریم. در ازدواج 2 بی ایمان نیز خدا بر حسب رحمتش می تواند کار کند.
ازدواج مسیحی تاسیس یک کلیسا است که بر طبق متی 18:18و19 مسیح آنجا حاضر است و به تمام دعاها بر طبق اراده اش جواب می دهد. سر این خانواده مسیح است و این خانواده یا کلیسا می تواند باعث خدمت و برکت خیلیها گردد.
خانواده در مسیحیت اهمیت فراوانی دارد و امروزه می بینیم که دنیا با فروپاشی نظام خانواده با مشکلات جدی روبرو شده است. کلام خدا می گوید اگر کسی به خانواده اش توجه نکند بدتر از بی ایمان است (اول تیموتائوس 5:8) و در اول پطرس 3:7 می گوید که روابط خانوادگی ما بر دعاهای ما تاثیر دارد. پس چقدر ازدواج صحیح مهم است چون باعث می شود خانواده ای مسیحی بوجود آید. اگر ازدواج مسیحی به رابطه بین مسیح و کلیسایش تشبیه شده (افسسیان5) پس چقدر ازدواج مسیحی اهمیت دارد.
خانواده مسیحی جایی برای تکمیل شدن شخصیت ماست . ازدواج جایی برای فروتن شدن است . در ازدواج "من" به "ما" تبدیل می شود . در ازدواج مسیحی مرد از زن و زن از مرد تقدیس می شود (اول قرنتیان 7) .ازدواج مسیحی فرصتی را نصیبمان می سازد تا گناهانمان را نزد همسرمان اعتراف کنیم و برای همسرمان دعا کنیم تا شفا یابد (یعقوب 5)
ازدواج در مسیحیت یک پیمان دائمی و همیشگی است و در مسیحیت طلاق ، چندهمسری ، صیغه ، عقد موقت ، روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج همه غلط و گناه محسوب می گردد. ما کارمان ، لباسهایمان ، ماشینمان ، خانه مان ، کشورمان ، کلیسایمان را می توانیم عوض کنیم ولی همسرمان را هرگز . بنابرین باید در انتخابمان خیلی مراقب باشیم.
ازدواج همچنین تنها مکانی است که خدا به ما اجازه داده تا بوسیله آن نسلی از خود بوجود آوریم . ازدواجهای مسیحی باعث بوجود آمدن خانواده و فرزندان و جامعه ای مسیحی می شود.
ازدواج مسئله ای است که روی همه قسمتهای زندگی ما تاثیر می گذارد ، ازدواج درست تاثیری عالی بر ارتقای سطح زندگی ما در تمام ابعاد دارد و ازدواج غلط تاثیری منفی بر زندگی ما دارد و باعث نابودی اساس زندگی و بوجود آمدن محیطی غمگین و پر استرس می گردد.
موفقیت ما در زندگی بستگی به تصمیمات و انتخابات ما دارد . پس درست ، ولی نه خیل وسواس وار، انتخاب کنیم.
2-آمادگی های لازم برای ازدواج:
از آنجایکه ازدواج مسئله فوق العاده مهمی است بنابرین برای هدایت شدن و انتخاب درست باید دعا و روزه جدی داشته باشیم ،اگر احساسی خاص نسبت به کسی حس می کنیم ، باید دعا کنیم " خداوندا اگر این احساس از طرف توست ، در قلب و فکر طرف مقابل هم بگذار بدون اینکه کسی بگوید." در ازدواج رابطه و عشق و توافق دو طرفه باید باشد و نباید یکی از طرفین بر دیگری التماس کند یا او را مجبور به ازدواج با خود بسازد ، اینها روشهای الهی نیستند. بهتر است که از عشقمان قبل از نتیجه به کسی نگوییم تا مسئله لوس نگردد و برای خودمان و طرف مقابل مشکلاتی بوجود نیاید و به جای آن دعا کنیم ، اول رابطه مان را با خدا تصحیح کنیم و بعد از اینکه اطمینان یافتیم انتخابمان درست است، به خودش بگوییم ، می توانیم با خادمین خدا (یکنفر لازم است ، احتیاج نیست همه خادمینی را که می شناسیم درگیر مسئله عشقیمان بکنیم) و خانواده مان نیز بعدا مشورت کنیم.
برای ازدواج ، پسر و دختر باید به آمادگی لازم رسیده باشند . باید دارای بلوغ جسمی و جنسی ، فکری و روانی و روحانی باشند ، باید قابلیت تشکیل خانواده را داشته باشد ، باید استقلال مالی داشته باشد ، برای پسرها خوب است مشکل سربازی نداشته و شاغل باشد . سن خاصی را نمی توان تعیین کرد ولی بنظرم در شرایط موجود برای پسرها 24-33 و برای دخترها 21-30 سن مناسبی هستند. اگرچه معتقدم که اگر سن کسی بالا نیز هست ازدواج کردن بهتر از تنهایی زندگی کردن است ، البته مسلما منظورم ازدواج درست است.
ما به عنوان مسیحیان باید به خدا توکل کنیم و بدانیم که اگر قرار است ازدواج ما با کسی بشود ، می شود و اگر قرار است نشود نمی شود. اراده خدا و ملکوت او را بطلبیم و خدا قول داده است که همه نیازهای ما را به ما خواهد داد. به او توکل کنیم چون او امین است.
3- راههای انتخاب فرد مناسب برای ازدواج:
آیا لرزیدن ، زیبایی ، پول ، مقام تضمینی برای زندگی موفق زناشویی هستند؟ مسلما نه چون هیچکدام ماندگار نیستند ، لرزیدن بعد از مدتی از بین می رود ، زیبایی با گذشت زمان از بین می رود ، پول و مقام شاید از بین بروند . اینها همان شنهای هستند که مسیح گفت بعضی ها خانه شان را روی آن می سازند ولی ما باید خانه و اساس زندگی مشترکمان را روی صخره ای بسازیم که آن صخره مسیح است (متی 7) ، بنابرین اشتراک ایمانی و کتاب مقدسی ملاکی است که ما باید حتما در انتخابمان مد نظر بگیریم .
راه دیگر برای انتخاب درست راه عقل و منطق و فکر است. ما معمولا بر اساس احساسات بیشتر عمل می کنیم تا عقل و منطق و از آتجایکه احساسات لحظه ای و گذرا است تصمیمات ما ممکن است درست نباشد . ما در لحظه ای شاید شاد و امیدوار باشیم و در لحظه ای دیگر غمگین و افسرده. بنابرین احساسات خالی نمی تواند ملاکی مناسب برای انتخاب باشد ، از طرفی می دانیم که همانطور که احساسات ما بر اعمال ما تاثیر می گذارند، اعمال ما نیز بر احساساتمان تاثیر می گذارد بنابرین وقتی اعمال مثبت انجام دهیم احساسات مثبت نیز در ما بوجود می آید. حال انتخاب منطقی و عقلانی چگونه است؟ انتخابی که با فکر و در نظر گرفتن همه چیز و تجزیه و تحلیل نتایج و پیش بینی آینده با در نظر گرفتن کلام خدا انجام گیرد. در انتخاب منطقی ما لازم است اطلاعاتی در مورد دخترها و پسرها و نقشهای آنها ، احساسات . رفتارها و خصوصیات جسمانی آنها بدانیم ، مثلا روانشناسان می گویند ازدواج منطقی است که پسر 3 تا 5 سال از دختر بزرگتر باشد ، البته این رنج می تواند کمی کم و زیاد هم گردد ، بنابرین ازدواجهای که دختر چندین سال از پسر بزرگتر است و یا پسر بیش از 15 سال از دختر بزرگتر است زیاد معقول نیست و این زوج را در برابر مشکلات جدی قرار خواهد داد. ازدواج دو شخص با ملیتها و فرهنگهای خیلی متفاوت ،ازدواج یک شخص دکتر با یک بی سواد و یا ازدواج شخص خیلی پولدار با خیلی فقیر زیاد منطقی نیستند. خوب است ما کتب روانشناسی مختلفی در مورد ازدواج بخوانیم ، چون هر چقدر آشنایی ما از موضوع ازدواج بیشتر باشد ، انتخاب ما نیز بهتر و درست تر خواهد بود. همچنین خوب است برای ازدواج درست کتاب مقدس را هم خوب تفتیش کنیم تا نظر خدا را در مورد ازدواج بهتر بفهمیم.
برای انتخاب درست ما می توانیم با خادم خدا مشورت کنیم ، البته هیچ موقع خادمین خدا بجای ما تصمیم نمی گیرند ( ما نیز نباید چنین انتظاری از آنها داشته باشیم چون خدا این آژادی را به ما داده که خودمان طبق اصولی که او تعریف کرده زوج خود را انتخاب کنیم) ، ولی با باز کردن جوانب مختلف موضوع و نگاه کتاب مقدسی خود می توانند به ما مشورت های مفیدی بدهند، متاسفانه امروزه بعضی از ایمانداران زیاد به گفته های شبانانشان اعتنایی نمی کنند و این روحیه نااطاعتی و خودخواهی خیلی مخرب برای شخص و برای کلیسا می باشد . ما باید یاد بگیریم که مطیع شبانان و کلیساهای خود باشیم و همیشه به خادمین خدا احترام بگذاریم تا برکت خدا بر زندگی ما قرار گیرد.
روش دیگر برای انتخاب درست روش شناخت است . شناخت بدون ملاقات و مشارکت نزدیک بوجود نمی آید ، خوب است که دو طرف قبل از هر تصمیمی و قبل از اینکه دیگران متوجه رابطه بین آنها گردند ، چندین بار همدیگر را ببینند تا همدیگر را بیشتر بشناسند ، در این ملاقاتها باید دو طرف صادق و بی ریا باشند و فیلم بازی نکنند . بهتر است در جواب دادن عجله نکنیم ، اینکه مدتی باهم باشیم و بعد قطع ارتباط کنیم شکست نیست ، شکست وقتی است که "بله" می گوییم و بعد "نه" می شود. خوب است که در جاهای مختلف همدیگر را ببینیم و باهم دیگر دعا کنیم ، فقط مراقب باشیم زیاد جلو چشم آشنایان نباشیم تا فردا حرف در نیاورند.
راه دیگر انتخاب درست توافق و تفاهم می باشد. باید دو طرف روی معیارهای اساسی زندگی توافق داشته باشند و در غیر مشترکات غیر اساسی تفاهم (یعنی همدیگر را بفهمند و همینطور بپذیرند.) معیارهای اساسی می تواند پول ، در آمد ، کار ، خانواده ، پدر و مادر ، فامیل ، ارزشها و اهداف و برنامه های زندگی ، علایق طرفین ، کلیسا ، خدمت ، مسائل عاطفی و ارضای نیازهای متقابل ، مسکن ، نیازهای زن و مرد ، روابط جنسی ، تعداد فرزندان و ... می باشد . البته توافق به معنای یکی بودن نیست چون وقتی شخصیتها کمی تضاد داشته باشد طرفین می توانند همدیگر را تکمیل کنند. ما مطمئنا نظرات مختلفی خواهیم داشت ولی مهم 1-توافق روی اصول 2- پذیرش هم در غیر اصول (عشق و محبت باعث می شود تا همدیگر را همانطور که هستیم بپذیریم.)
معیار دیگر در انتخاب درست آرامش و اطمینان و شادی ثابت الهی مدتی بعد از روابطمان است . عجله کار را خراب می کند ، کلام خدا می گوید "آنچه ثابت می ماند مشورت خداوند است" (امثال 19:21)
مورد آخر در مورد انتخاب فرد مناسب عشق و علاقه دوطرفه است.
می خواهم سئوالی بپرسم . آیا ما باید اول عاشق شویم ، بعد ببینیم شخص مناسب است؟ یا اول ببینیم مناسب است و بعد به خودمان اجازه دهیم عاشق شویم؟ عشق در مسیحیت کور نیست بلکه بینا است (یعنی ما می دانیم که داریم عاشق چه کسی می شویم.) . ما باید یک کشش اولیه نسبت به شخص مناسب داشته باشیم بعد که دیدیم قطعی است و نظر طرف مقابل نیز مثبت است ، عشقمان را رشد می یابد. عشق می تواند باعث شود که ما ضعفهای همدیگر را بپذیریم ، و اختلافات جزئی و مشکلات را تحمل کنیم .
نتیجه :
در پایان می خواستم بگویم ما به زندگی مقدس خود در ایام مجردی ادامه دهیم و مقدس باشیم و به خدا و وعده ها و تدارک او ایمان داشته باشیم . بجای غصه در مورد آینده و ازدواجمان با شکرگزاری برای آن آینده ای را که خدا برای ما تدارک دیده شادی کنیم. بجای عجله دعا کنیم و همیشه آماده باشیم تا در فرصتهای مناسب بهترین تصمیمات را بگیریم.امروز همچنین می خواهیم در نام مسیح دعا کنیم که خدا همه زخمهای ما را از روابط عشقی شفای کامل ببخشد و خودش ما را در مسیری قرار دهد که با مناسب ترین شخص آشنا شده و با او ازدواج کنیم تا بهتر در زندگی مسیحی رشد کرده و بهتر او را خدمت کنیم.
در زیر آیات کتاب مقدس در مورد ازدواج و همچنین بعضی از خانواده های کتاب مقدسی را برای تحقیق بیشتر آورده ام.
پيدايش 26:1-28 * 18:2-24 *24
تثنيه3:7
امثال 22:18و24 *17:17 *6:27و17 *10:31-31 *19:30 *21:19
جامعه 9:4-12* 7:9-10
مزمور 4:37 *128
غزل غزلها 6:8و7
ملاكي14:2-16
متي 1:19-15 * 2:7 *19:18-20 *33:6 *1:22-14 *1:25-13 *30:22
مرقس 1:10-12 *23:12
روميان 28:8
اول قرنتيان 7 و 13
دوم قرنتيان 14:6-1:7
افسسيان 22:5-4:6
اول تيموتائوس 8:5
عبرانيان 4:13
اول پطرس 1:3-7
لیست بعضی از خانواده های موفق و غیر موفق در کتاب مقدس
آدم و حوا- نوح و همسرش- ابراهیم و ساره (هاجر)- اسحاق(40 سالگی) و ربکا- یعقوب و راحیل (لیه –بلهه - زلفه)- یهودا و تامار- یوسف (30سالگی) و اسنات - مادر و پدر موسی- موسی (40 سالگی) و صفوره - یوشع؟- لفیدوت و دبوره- مانوح و زنش- شمشون و دلیله- الیملک و نعومی- شلمون و راحاب- بوعز و روت-القانه و حنا (فننه)- سموئیل و زنش- شائول و زنش- داود و میکال (ابیجال - بتشبع)- نابال و ابیجال- اوریا و بتشبع- امنون و تامار- سلیمان و دختر فرعون پادشاه مصر (زنانی از موابیان و عمونیان و ادومیان و صیدونیان و حتیان- 700 زن بانو و 300 متعه) (اول پادشاهان 1:11-3) - ایلیا مجرد - الیشع مجرد - آخاب و ایزابل - یهورام (پسر یهوشافاط ) و عتلیا (دختر آخاب و ایزابل) - اشعیا و زنش - ارمیا؟ - حزقیال و زنش - دانیال مجرد - ایوب و زنش - زکریا و الیزبت - یوسف و مریم - یحیی مجرد - پولس مجرد - پطرس و زنش - فلیمون و اپفیه؟ - افنیکی و شوهرش (مادر تیمو تائوس) - آکیلا و پرسکله - کلوپاس و مریم- خوزا(ناظر هیرودس) و یونا - حنانیا و سفیره
ایشان را نر و ماده آفرید و خدا ایشان را برکت داد و بدیشان گفت: بارور و کثیر شوید. (پیدایش 27:1و28)
خداوند خدا گفت: خوب نیست آدم تنها باشد .پس برایش معاونی موافق وی بسازم. (پیدایش 2:18)
و خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت ، و یکی از دنده هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد . و خداوند خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود ، زنی بنا کرد و وی را به نزد آدم آورد . و آدم گفت :"همانا این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم ، از این سبب "نسا" نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد." از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده ، با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود. (پیدایش 21:2-24)
از وابستگی های نامناسب با افراد بی ایمان دوری کنید ، زیرا چه شراکتی بین نیکی و شرارت است و چه رفاقتی بین روشنائی و تاریکی ؟ چه توافقی بین مسیح و ابلیس وجود دارد و چه هماهنگی بین ایماندار و بی ایمان ؟ و یا چه وجه اشتراکی بین خانۀ خدا و بت ها هست ؟ زیرا ما خانۀ خدا هستیم ، چنانکه خدا فرموده است :« من در ایشان ساکن خواهم بود و در میان آنها بسر خواهم برد. من خدای زنده ایشان خواهم بود و آنان قوم من .» و خداوند می فرماید: « از میان آنها خارج شوید و خود را از آنان جدا سازید به چیزهای ناپاک دست نزنید و من شما را خواهم پذیرفت » و خداوند متعال می فرماید :« من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من خواهید بود.» (دوم قرنتیان 14:6-18 )
حدس می زنم فهمیده باشید در مورد چه موضوعی امروز می خواهیم صحبت کنیم. بله ازدواج مسیحی.
دعا کنیم.
مقدمه :
ازدواج یکی از 7 راز یا سر (افسسیان 5:32) کلیسائی کلیساهای ارتودکس و کاتولیک می باشد و در کلیساهای پروتستان نیز اهمیت زیادی دارد . اگر مسیح و کتاب مقدس در مورد آن صحبت می کند و تعلیم می دهد پس کلیسا نیز باید تعلیم دهد و ایمانداران را در این قسمت مهم از زندگی راهنمایی کند.
ما گاهی فکر می کنیم که ازدواج و امور زناشویی مطالب دنیوی هستند که به قلمرو شیطان مربوط می شود ، ولی ما فراموش می کنیم که خدا بود که ازدواج و حتی امور جنسی را در چارچوب آن برای مرد و زن بوجود آورد . ما خانواده ای را که در آن متولد می شویم انتخاب نمی کنیم ولی خانواده ای را که بیشتر سالیان زندگیمان را در آن خواهیم گذراند ، خودمان انتخاب می کنیم ، پس چقدر مهم است که ایمانداران با درک درست و کتاب مقدسی به ازدواج نگاه کنند . ازدواج مسئله ای مشکل ساز در دنیا است و افراد مختلف نظرات مختلفی در مورد آن دارند ولی ما به عنوان مسیحیان باید به کتاب مقدس نگاه کنیم که جواب هر سئوالی را دارد .
بعضی چیزها هستند که مثل خار رشد زندگی روحانی ما را متوقف می سازند و روی احساسات و روان ما تاثیر بدی می گذارد . خداوند می خواهد که قلب ، فکر ، احساسات ، روابط و بدن ما (یعنی کلیت وجود ما) سالم باشد. خدا برای زندگی تک تک ما برنامه دارد (از جزی تا مهم) ، او موهای سر ما را شمرده است و ما را دوست دارد ، او مسیح خداوند را فرستاد تا در راه ما بمیرد و ما با ایمان و توبه نجات بیابیم . ازدواج نیز از قسمتهای اصلی زندگی ماست که خدا برای آن برنامه و هدفی دارد ، ازدواج از مهمترین تصمیمات زندگی ماست ، تصمیمات ما باعث می شود که ما یا به خدا نزدیک شویم و یا از خدا دور شویم پس ما باید خیلی در تصمیماتمان جدی و مراقب باشیم ، مخصوصا در مورد مسئله مهمی مثل ازدواج.
خدا می خواهد ما خانواده های مسیحی و کتاب مقدسی داشته باشیم و در این خانواده ها رشد کنیم و خدا را خدمت کنیم .
ما باید به جای غصه خوردن در مورد خودمان و آینده مان ، یاد بگیریم برای آن آینده ای که خدا برای ما فراهم کرده به او توکل کنیم و در او شادی کنیم.
بخش اصلی:
1-چرا ازدواج مسیحی؟
وقتی خدا انسان را آفرید ایشان را مرد و زن آفرید ، خدا گفت "خوب نیست آدم تنها بماند پس برایش معاونی موافق وی بسازم"(پیدایش 1:26) خدا خود ازدواج را بنیاد نهاد و خود حوا را به آدم داد و او را از پهلویش داد تا آدم و حوا در کنار هم و هر دو بعنوان یک انسان مساوی به هم محبت کنند و خدا را خدمت کنند. در مسیحیت اگرچه زن و مرد وظایف جدا دارند ولی نزد خدا و بعنوان انسان برابرند. خدا حوا را از پای آدم نگرفت تا حقوق زنان لگدمال گردد و نه از فکر آدم گرفت تا زنان بر مردان سلطه نمایند بلکه از پهلویش تا زن و مرد مکمل هم باشند و در کنار هم و باهم با مشارکت زندگی کنند. همانطور که خدا در ابتدا به آدم کار و سر پناه و همسری داد (پیدایش 2) ما هم می توانیم به همان خدا توکل کنیم که برای ما نیز تدارک خواهد دید.زیرا او خدای تدارک دهنده است. خدا روان و جسم ما را طوری ساخته است که هر پسری به دختری و هر دختری به پسری محتاج باشد (مگر در موارد خاص که افرادی برای وقف بیشتر به خداوند با کمک او ازدواج نمی کنند.) و نسل بشری برای بقا نیاز به ازدواج دارد تا از طریق رابطه جنسی تنها در چارچوب ازدواج دوام یابد.
ازدواج مسیحی یک ازدواجی است که قبل از هر چیز بین دو مسیحی انجام می گیرد. منظور از مسیحی کسی است که تولد تازه دارد و با توبه و ایمان از انجیل اطاعت می کند. کلام خدا صریحا در دوم قرنتیان 14:6-18 ازدواج ایماندار با بی ایمان یا حتی با مسیحی اسمی و دنیوی را رد می کند. ازدواج ایماندار با بی ایمان (منظور کسی که ایمان کتاب مقدسی ندارد یا بر طبق آن عمل نمی کند) باعث می شود زندگی ایمان ما نابود گردد. خیلیها می گویند ما او را عوض می کنیم ولی این تنها یک احتمال است و شاید او ما را عوض کرد و یا شاید هیچکدام نتوانست دیگری را عوض کند و زندگی تبدیل به محل جنگ می گردد . یک ایماندار و بی ایمان از دو قلمرو مختلف هستند (روحانی و شیطانی) و این دو قلمرو هیچگاه نمی توانند باهم سازگار باشند.همانطور که نور و تاریکی و بهشت و جهنم در کنار هم نمی توانند باشند. البته کلام خدا صریحا در مورد کسانیکه ازدواج کرده اند و همسرشان بی ایمان است و می خواهد با او زندگی کند می گوید که باید با زندگی مقدس و خدا پسندانه خود راه را برای نجات او و فرزندانمان فراهم آوریم. در ازدواج 2 بی ایمان نیز خدا بر حسب رحمتش می تواند کار کند.
ازدواج مسیحی تاسیس یک کلیسا است که بر طبق متی 18:18و19 مسیح آنجا حاضر است و به تمام دعاها بر طبق اراده اش جواب می دهد. سر این خانواده مسیح است و این خانواده یا کلیسا می تواند باعث خدمت و برکت خیلیها گردد.
خانواده در مسیحیت اهمیت فراوانی دارد و امروزه می بینیم که دنیا با فروپاشی نظام خانواده با مشکلات جدی روبرو شده است. کلام خدا می گوید اگر کسی به خانواده اش توجه نکند بدتر از بی ایمان است (اول تیموتائوس 5:8) و در اول پطرس 3:7 می گوید که روابط خانوادگی ما بر دعاهای ما تاثیر دارد. پس چقدر ازدواج صحیح مهم است چون باعث می شود خانواده ای مسیحی بوجود آید. اگر ازدواج مسیحی به رابطه بین مسیح و کلیسایش تشبیه شده (افسسیان5) پس چقدر ازدواج مسیحی اهمیت دارد.
خانواده مسیحی جایی برای تکمیل شدن شخصیت ماست . ازدواج جایی برای فروتن شدن است . در ازدواج "من" به "ما" تبدیل می شود . در ازدواج مسیحی مرد از زن و زن از مرد تقدیس می شود (اول قرنتیان 7) .ازدواج مسیحی فرصتی را نصیبمان می سازد تا گناهانمان را نزد همسرمان اعتراف کنیم و برای همسرمان دعا کنیم تا شفا یابد (یعقوب 5)
ازدواج در مسیحیت یک پیمان دائمی و همیشگی است و در مسیحیت طلاق ، چندهمسری ، صیغه ، عقد موقت ، روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج همه غلط و گناه محسوب می گردد. ما کارمان ، لباسهایمان ، ماشینمان ، خانه مان ، کشورمان ، کلیسایمان را می توانیم عوض کنیم ولی همسرمان را هرگز . بنابرین باید در انتخابمان خیلی مراقب باشیم.
ازدواج همچنین تنها مکانی است که خدا به ما اجازه داده تا بوسیله آن نسلی از خود بوجود آوریم . ازدواجهای مسیحی باعث بوجود آمدن خانواده و فرزندان و جامعه ای مسیحی می شود.
ازدواج مسئله ای است که روی همه قسمتهای زندگی ما تاثیر می گذارد ، ازدواج درست تاثیری عالی بر ارتقای سطح زندگی ما در تمام ابعاد دارد و ازدواج غلط تاثیری منفی بر زندگی ما دارد و باعث نابودی اساس زندگی و بوجود آمدن محیطی غمگین و پر استرس می گردد.
موفقیت ما در زندگی بستگی به تصمیمات و انتخابات ما دارد . پس درست ، ولی نه خیل وسواس وار، انتخاب کنیم.
2-آمادگی های لازم برای ازدواج:
از آنجایکه ازدواج مسئله فوق العاده مهمی است بنابرین برای هدایت شدن و انتخاب درست باید دعا و روزه جدی داشته باشیم ،اگر احساسی خاص نسبت به کسی حس می کنیم ، باید دعا کنیم " خداوندا اگر این احساس از طرف توست ، در قلب و فکر طرف مقابل هم بگذار بدون اینکه کسی بگوید." در ازدواج رابطه و عشق و توافق دو طرفه باید باشد و نباید یکی از طرفین بر دیگری التماس کند یا او را مجبور به ازدواج با خود بسازد ، اینها روشهای الهی نیستند. بهتر است که از عشقمان قبل از نتیجه به کسی نگوییم تا مسئله لوس نگردد و برای خودمان و طرف مقابل مشکلاتی بوجود نیاید و به جای آن دعا کنیم ، اول رابطه مان را با خدا تصحیح کنیم و بعد از اینکه اطمینان یافتیم انتخابمان درست است، به خودش بگوییم ، می توانیم با خادمین خدا (یکنفر لازم است ، احتیاج نیست همه خادمینی را که می شناسیم درگیر مسئله عشقیمان بکنیم) و خانواده مان نیز بعدا مشورت کنیم.
برای ازدواج ، پسر و دختر باید به آمادگی لازم رسیده باشند . باید دارای بلوغ جسمی و جنسی ، فکری و روانی و روحانی باشند ، باید قابلیت تشکیل خانواده را داشته باشد ، باید استقلال مالی داشته باشد ، برای پسرها خوب است مشکل سربازی نداشته و شاغل باشد . سن خاصی را نمی توان تعیین کرد ولی بنظرم در شرایط موجود برای پسرها 24-33 و برای دخترها 21-30 سن مناسبی هستند. اگرچه معتقدم که اگر سن کسی بالا نیز هست ازدواج کردن بهتر از تنهایی زندگی کردن است ، البته مسلما منظورم ازدواج درست است.
ما به عنوان مسیحیان باید به خدا توکل کنیم و بدانیم که اگر قرار است ازدواج ما با کسی بشود ، می شود و اگر قرار است نشود نمی شود. اراده خدا و ملکوت او را بطلبیم و خدا قول داده است که همه نیازهای ما را به ما خواهد داد. به او توکل کنیم چون او امین است.
3- راههای انتخاب فرد مناسب برای ازدواج:
آیا لرزیدن ، زیبایی ، پول ، مقام تضمینی برای زندگی موفق زناشویی هستند؟ مسلما نه چون هیچکدام ماندگار نیستند ، لرزیدن بعد از مدتی از بین می رود ، زیبایی با گذشت زمان از بین می رود ، پول و مقام شاید از بین بروند . اینها همان شنهای هستند که مسیح گفت بعضی ها خانه شان را روی آن می سازند ولی ما باید خانه و اساس زندگی مشترکمان را روی صخره ای بسازیم که آن صخره مسیح است (متی 7) ، بنابرین اشتراک ایمانی و کتاب مقدسی ملاکی است که ما باید حتما در انتخابمان مد نظر بگیریم .
راه دیگر برای انتخاب درست راه عقل و منطق و فکر است. ما معمولا بر اساس احساسات بیشتر عمل می کنیم تا عقل و منطق و از آتجایکه احساسات لحظه ای و گذرا است تصمیمات ما ممکن است درست نباشد . ما در لحظه ای شاید شاد و امیدوار باشیم و در لحظه ای دیگر غمگین و افسرده. بنابرین احساسات خالی نمی تواند ملاکی مناسب برای انتخاب باشد ، از طرفی می دانیم که همانطور که احساسات ما بر اعمال ما تاثیر می گذارند، اعمال ما نیز بر احساساتمان تاثیر می گذارد بنابرین وقتی اعمال مثبت انجام دهیم احساسات مثبت نیز در ما بوجود می آید. حال انتخاب منطقی و عقلانی چگونه است؟ انتخابی که با فکر و در نظر گرفتن همه چیز و تجزیه و تحلیل نتایج و پیش بینی آینده با در نظر گرفتن کلام خدا انجام گیرد. در انتخاب منطقی ما لازم است اطلاعاتی در مورد دخترها و پسرها و نقشهای آنها ، احساسات . رفتارها و خصوصیات جسمانی آنها بدانیم ، مثلا روانشناسان می گویند ازدواج منطقی است که پسر 3 تا 5 سال از دختر بزرگتر باشد ، البته این رنج می تواند کمی کم و زیاد هم گردد ، بنابرین ازدواجهای که دختر چندین سال از پسر بزرگتر است و یا پسر بیش از 15 سال از دختر بزرگتر است زیاد معقول نیست و این زوج را در برابر مشکلات جدی قرار خواهد داد. ازدواج دو شخص با ملیتها و فرهنگهای خیلی متفاوت ،ازدواج یک شخص دکتر با یک بی سواد و یا ازدواج شخص خیلی پولدار با خیلی فقیر زیاد منطقی نیستند. خوب است ما کتب روانشناسی مختلفی در مورد ازدواج بخوانیم ، چون هر چقدر آشنایی ما از موضوع ازدواج بیشتر باشد ، انتخاب ما نیز بهتر و درست تر خواهد بود. همچنین خوب است برای ازدواج درست کتاب مقدس را هم خوب تفتیش کنیم تا نظر خدا را در مورد ازدواج بهتر بفهمیم.
برای انتخاب درست ما می توانیم با خادم خدا مشورت کنیم ، البته هیچ موقع خادمین خدا بجای ما تصمیم نمی گیرند ( ما نیز نباید چنین انتظاری از آنها داشته باشیم چون خدا این آژادی را به ما داده که خودمان طبق اصولی که او تعریف کرده زوج خود را انتخاب کنیم) ، ولی با باز کردن جوانب مختلف موضوع و نگاه کتاب مقدسی خود می توانند به ما مشورت های مفیدی بدهند، متاسفانه امروزه بعضی از ایمانداران زیاد به گفته های شبانانشان اعتنایی نمی کنند و این روحیه نااطاعتی و خودخواهی خیلی مخرب برای شخص و برای کلیسا می باشد . ما باید یاد بگیریم که مطیع شبانان و کلیساهای خود باشیم و همیشه به خادمین خدا احترام بگذاریم تا برکت خدا بر زندگی ما قرار گیرد.
روش دیگر برای انتخاب درست روش شناخت است . شناخت بدون ملاقات و مشارکت نزدیک بوجود نمی آید ، خوب است که دو طرف قبل از هر تصمیمی و قبل از اینکه دیگران متوجه رابطه بین آنها گردند ، چندین بار همدیگر را ببینند تا همدیگر را بیشتر بشناسند ، در این ملاقاتها باید دو طرف صادق و بی ریا باشند و فیلم بازی نکنند . بهتر است در جواب دادن عجله نکنیم ، اینکه مدتی باهم باشیم و بعد قطع ارتباط کنیم شکست نیست ، شکست وقتی است که "بله" می گوییم و بعد "نه" می شود. خوب است که در جاهای مختلف همدیگر را ببینیم و باهم دیگر دعا کنیم ، فقط مراقب باشیم زیاد جلو چشم آشنایان نباشیم تا فردا حرف در نیاورند.
راه دیگر انتخاب درست توافق و تفاهم می باشد. باید دو طرف روی معیارهای اساسی زندگی توافق داشته باشند و در غیر مشترکات غیر اساسی تفاهم (یعنی همدیگر را بفهمند و همینطور بپذیرند.) معیارهای اساسی می تواند پول ، در آمد ، کار ، خانواده ، پدر و مادر ، فامیل ، ارزشها و اهداف و برنامه های زندگی ، علایق طرفین ، کلیسا ، خدمت ، مسائل عاطفی و ارضای نیازهای متقابل ، مسکن ، نیازهای زن و مرد ، روابط جنسی ، تعداد فرزندان و ... می باشد . البته توافق به معنای یکی بودن نیست چون وقتی شخصیتها کمی تضاد داشته باشد طرفین می توانند همدیگر را تکمیل کنند. ما مطمئنا نظرات مختلفی خواهیم داشت ولی مهم 1-توافق روی اصول 2- پذیرش هم در غیر اصول (عشق و محبت باعث می شود تا همدیگر را همانطور که هستیم بپذیریم.)
معیار دیگر در انتخاب درست آرامش و اطمینان و شادی ثابت الهی مدتی بعد از روابطمان است . عجله کار را خراب می کند ، کلام خدا می گوید "آنچه ثابت می ماند مشورت خداوند است" (امثال 19:21)
مورد آخر در مورد انتخاب فرد مناسب عشق و علاقه دوطرفه است.
می خواهم سئوالی بپرسم . آیا ما باید اول عاشق شویم ، بعد ببینیم شخص مناسب است؟ یا اول ببینیم مناسب است و بعد به خودمان اجازه دهیم عاشق شویم؟ عشق در مسیحیت کور نیست بلکه بینا است (یعنی ما می دانیم که داریم عاشق چه کسی می شویم.) . ما باید یک کشش اولیه نسبت به شخص مناسب داشته باشیم بعد که دیدیم قطعی است و نظر طرف مقابل نیز مثبت است ، عشقمان را رشد می یابد. عشق می تواند باعث شود که ما ضعفهای همدیگر را بپذیریم ، و اختلافات جزئی و مشکلات را تحمل کنیم .
نتیجه :
در پایان می خواستم بگویم ما به زندگی مقدس خود در ایام مجردی ادامه دهیم و مقدس باشیم و به خدا و وعده ها و تدارک او ایمان داشته باشیم . بجای غصه در مورد آینده و ازدواجمان با شکرگزاری برای آن آینده ای را که خدا برای ما تدارک دیده شادی کنیم. بجای عجله دعا کنیم و همیشه آماده باشیم تا در فرصتهای مناسب بهترین تصمیمات را بگیریم.امروز همچنین می خواهیم در نام مسیح دعا کنیم که خدا همه زخمهای ما را از روابط عشقی شفای کامل ببخشد و خودش ما را در مسیری قرار دهد که با مناسب ترین شخص آشنا شده و با او ازدواج کنیم تا بهتر در زندگی مسیحی رشد کرده و بهتر او را خدمت کنیم.
در زیر آیات کتاب مقدس در مورد ازدواج و همچنین بعضی از خانواده های کتاب مقدسی را برای تحقیق بیشتر آورده ام.
پيدايش 26:1-28 * 18:2-24 *24
تثنيه3:7
امثال 22:18و24 *17:17 *6:27و17 *10:31-31 *19:30 *21:19
جامعه 9:4-12* 7:9-10
مزمور 4:37 *128
غزل غزلها 6:8و7
ملاكي14:2-16
متي 1:19-15 * 2:7 *19:18-20 *33:6 *1:22-14 *1:25-13 *30:22
مرقس 1:10-12 *23:12
روميان 28:8
اول قرنتيان 7 و 13
دوم قرنتيان 14:6-1:7
افسسيان 22:5-4:6
اول تيموتائوس 8:5
عبرانيان 4:13
اول پطرس 1:3-7
لیست بعضی از خانواده های موفق و غیر موفق در کتاب مقدس
آدم و حوا- نوح و همسرش- ابراهیم و ساره (هاجر)- اسحاق(40 سالگی) و ربکا- یعقوب و راحیل (لیه –بلهه - زلفه)- یهودا و تامار- یوسف (30سالگی) و اسنات - مادر و پدر موسی- موسی (40 سالگی) و صفوره - یوشع؟- لفیدوت و دبوره- مانوح و زنش- شمشون و دلیله- الیملک و نعومی- شلمون و راحاب- بوعز و روت-القانه و حنا (فننه)- سموئیل و زنش- شائول و زنش- داود و میکال (ابیجال - بتشبع)- نابال و ابیجال- اوریا و بتشبع- امنون و تامار- سلیمان و دختر فرعون پادشاه مصر (زنانی از موابیان و عمونیان و ادومیان و صیدونیان و حتیان- 700 زن بانو و 300 متعه) (اول پادشاهان 1:11-3) - ایلیا مجرد - الیشع مجرد - آخاب و ایزابل - یهورام (پسر یهوشافاط ) و عتلیا (دختر آخاب و ایزابل) - اشعیا و زنش - ارمیا؟ - حزقیال و زنش - دانیال مجرد - ایوب و زنش - زکریا و الیزبت - یوسف و مریم - یحیی مجرد - پولس مجرد - پطرس و زنش - فلیمون و اپفیه؟ - افنیکی و شوهرش (مادر تیمو تائوس) - آکیلا و پرسکله - کلوپاس و مریم- خوزا(ناظر هیرودس) و یونا - حنانیا و سفیره
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 0:23 توسط مریم مسیحی
|