عوامل جدایی کلیسای ارتدکس از کلیسای کاتولیک
عوامل متعددی سبب جدایی کلیسای ارتدکس از کلیسای کاتولیک شد. در این بخش به اختصار عوامل این جدایی را بیان می کنیم:
آئین های مقدس:
بخشی از آموزه های کلیسا
کاتولیک مربوط به اعتقادات دینی و برخی نیز مربوط به رفتارهای دینی است. در
بخش رفتارهای دینی و آئین های کلیسائی، کاتولیک ها به چیزهای معتقد شدند
که همین باعث ایجاد فرقه¬های جدیدی از جمله ارتدکس شد. در بخش آئین¬های
کلیسائی مهم¬ترین بحث، مربوط به هفت راز مقدس کلیسا است. در این¬جا تک این
آئین¬ها را ذکر می¬کنیم و علت اختلاف کلیسای کاتولیک با کلیسای شرق و
ارتدکس را بیان خواهیم کرد:
1- غسل تعمید : به عقیده بسیاری از مسیحیان
این عمل عبادت است لذا باید با واسطه یک مقام روحانی انجام شود. غسل تعمید
مربوط به گناه اصلی است. در حقیقت نافرمانی حضرت آدم به بشر منتقل شد. این
انتقال در هنگام به دنیا آمدن انسان محقق می¬شود. غسل تعمید سبب آمرزش این
گناهی است که در بدو تولد به انسان منتقل شده است. لذا در کنار مادری که در
حال وضع حمل است تشت آبی قرار می¬دهند و از کشیش دعوت به عمل می-آید که
وقتی بچه به دنیا آمد او را غسل تعمید دهد.
عقیده به لیمبو از همین جا
ناشی می شود. به عقیده مسیحیان اگر بچه قبل از غسل تعمید از دنیا رفت به
فضائی به نام لیمبو می رود که نه بهشت است و نه جهنم. اخیرا کلیسای کاتولیک
به این عقیده خدشه وارد کرده است.
غسل تعمید باب ورود به مسیحیت است.
حتی برخی فرقه ها معتقدند که اگر کسی بخواهد از یک فرقه مسیحی به آن فرقه
ملحق شود باید دوباره در آن فرقه غسل تعمید بکند. چگونی انجام غسل تعمید در
فرقه¬های مسیحی در تفاوت است. برخی شرط می¬کنند شخص جهت انجام غسل باید
وارد حوض آبی شود ولی در برخی فرقه¬ها لمس کشیش با دست مرطوب به پیشانی شخص
همراه با خوانده دعا کفایت می¬کند و به این وسیله غسل تعمید محقق می¬شود.
البته
برخی فرقه های مسیحی غسل تعمید را به عنوان عمل عبادی قبول ندارند. مثلا کویکرها چنین عقیده ای دارند.
2-
تأیید: هنگامی که بچه را غسل تعمید می دهند او چیزی را از این عمل به خاطر
نمی آورد اگر چه با انجام غسل تعمید فیض را دریافت کرده است. لذا هنگامی
که بچه به سن سیزده تا شانزده سالگی رسید کشیشی می¬آید پس از انجام سخنرانی
مختصری در باب دین، بچه را با روغن مقدس تأیید می¬کند. در حقیقت آئین
تأیید، برای تأیید فیض اولیه که با غسل تعمید آمده است انجام می¬شود.
این
روغن مقدس است. در کلیسای ارتدکس به این روغن مِرُون می گویند که از عصاره
حدود چهل ماده گیاهی به دست می آید. پس از مدتی استفاده که از مقدار این
روغن کم می¬شود می¬گویند استعمال روغن جدید مشروط به این است که مقداری از
روغن قبلی در روغن جدید ریخته شود. پس تأیید باید توسط مقام کلیسائی و با
روغن مخصوص انجام شود.
با تأیید شخص فیض عیسی را بیش تر در خود احساس می
کند و به این وسیله وظیفه می یابد که از عیسی مسیح دفاع کند و در جرگه
مؤمنان قرار می گیرد.
در نحوه استفاده از روغن فرقه های مختلفی به وجود
آمد. مثلا کاتولیک ها استفاده از روغن مرون راقبول ندارند. پروتستان ها می
گویند که تأیید جزو آئین های مقدس نبوده است. کاتولیک¬ها به استناد روغن
مالی¬هائی که در کتاب مقدس آمده است این عمل را عبادت می¬دانند.
پروتستان
ها در جواب آن ها می گویند که این روغن مالی ها به عنوان تأیید انجام نمی
شده است. سابقا علمای یهود پادشاهان را روغن مالی می کردند و او به این
ترتیب لقب ماشیح را دریافت می کرد و وظیفه می¬یافت عدالت را برقرار سازد.
به مرور زمان هر کس انتظار اجرای عدالت توسط او وجود داشت این لقب را
دریافت می¬کرد حتی اگر روغن مالی نشده بود. کوروش پادشاه که یهودیان را از
جلای بابل به فلسطین بر گرداند این لقب را دریافت کرد. عیسی مسیح نیز ملقب
به این عنوان شد اگر چه روغن مالی نشده بود.
برخی فرقه های مسیحی تأیید را عبادت نمی دانند اگر چه فی نفسه آن را عمل خوبی می دانند چرا که موجب ازدیاد فیض می شود.
3-
عشای ربانی: این مراسم به یاد شام آخر حضرت عیسی انجام می شود. در نحوه
اجرا و ابزارها و موادی که در این مراسم استفاده می کنند بین مسیحیان
اختلاف است.
به عنوان مثال نسبت به نانی که در این مراسم توزیع می شود
کاتولیک ها می گویند که عیسی آرد را با آب قاطی کرد و خمیر ساخت و به سرعت
آن را در تنور گذاشت و به میان حواریون آورد. این نان که با چنین خمیری
درست می¬شود فطیر نام دارد لذا در مراسم عشای ربانی باید نان فطیر توزیع
گردد. ارتدکس¬ها معتقدند باید خمیر این نان به عمل آمده باشد. چرا که اگر
چه حضرت عیسی نان فطیر را در آن شب میان حواریون توزیع نمود و از آن¬ها
پذیرائی نمود ولی او برای انجام این کار عجله داشت برای همین به نان فطیر
بسنده کرد. اما امروزه دیگر چنین عجله¬ای وجود ندارد لذا با خمیر به عمل
آمده باید نان را درست کرد.
هم¬چنین در مورد شرابی که در مراسم عشای
ربانی توزیع می شود اختلاف است که آیا این شراب واقعاً تبدیل به خون می شود
و یا خیر؟ برخی فرقه های مسیحی معتقدند که این شراب در عشای ربانی حقیقتاً
خون نمی¬شود و اگر عیسی در مراسم شام آخر به حواریون گفت که شراب تبدیل به
خون او می¬شود به جهت است که او خدا بوده است لذا قدرت این کار داشت. اما
در مقابل کاتولیک¬ها معتقدند که کشیش جانشین عیسی است لذا او این قدرت را
دارد چرا که قدرت عیسی به او تفویض شده است.
یکی از اجزاء مراسم عشای
ربانی، اعتراف به گناه است. بیرون از سالن اصلی کلیسا اتاقکی درست می کنند
که آن را به دو قسم تقسیم می کنند و بین آن حائلی درست می¬کنند. در یک طرف
شخص گنه¬کار می¬نشیند و در طرف دیگر کشیش و شخص گنه¬کار در محضر کشیش به
گناهان خود اعتراف می¬کند. کشیش نیز به عنوان جریمه این گناه، دستور به
گرفتن روزه و یا خدمت به نیازمندان را معین می¬کند. تا قرن شانزدهم این عمل
به صورت پول گرفتن از شخص گنه¬کار صورت می¬گرفت.
برخی مراسم اعتراف به
گناه را به عنوان مقدمه مراسم عشای ربانی لازم دانسته اند ولی در مقابل
برخی می گویند اگر پس از عشاء ربانی این کار صورت بگیرد، اشکال ندارد.
هم¬چنین برخی کلیساها مراسم اعتراف گیری را به این می-دانند که شخص گنه¬کار
پیش از عشای ربانی در برابر مردم به گناه خود اعتراف می¬کند.
البته
برخی کلیساها نیز معتقدند که اعتراف گیری مجاز نیست و گنه¬کار نباید پیش
کشیش به گناهان خود اعتراف کند بلکه باید فقط در مقابل خدا اعتراف کند.
در
مراسم شام آخر حضرت عیسی شراب را بین حواریون تقسیم کرد. لذا در مراسم
عشای ربانی شراب را بین مردم توزیع می¬کنند. البته برخی کلیساها تنها نان
را تقسیم می¬کند ولی شراب را کشیش به نیابت از مردم می¬نوشد.
به طور کل
این مراسم و التزام به برخی احکام شریعت مسیحی، در طول تاریخ زمینه¬ساز جدا
شدن فرقه¬ها ¬شد. مثلاً ارتدکس¬ها در مورد ریش گذاشتن با کاتولیک¬ها
اختلاف پیدا کردند. علمای کاتولیک ریش¬های خود را می¬تراشند ولی مقامات
روحانی ارتدکس ریش¬های خود را نمی¬تراشند و در این عمل به سفر لاویان 19:
27 استناد می¬کنند که در آن تراشیدن ریش منع شده است.
هم¬چنین برخی
کلیساها شرط عشای ربانی همراه با موعظه انجام می¬دهند ولی برخی موعظه را
رکن این مراسم ندانسته¬اند و تنها خوردن نان و شراب را رکن این مراسم
می¬دانند.
4- آئین اعتراف: در تقدم اعتراف به گناه بر مراسم عشای ربانی و
تأخر آن اختلاف است. همچنین در چگونگی تنبیه شخص گناه¬کار بین کیلساها
اختلاف است. ممکن است یک کشیش تنبیه را بر اساس نیازهای آن منطقه مسکونی
تعیین کند.
5- ازدواج: در مورد ازدواج بین مسیحیان اختلاف است.
کاتولیک¬ها ازدواج را مطلقاً حرام می¬دانند یعنی چه قبل از این¬که شخص به
این مقام برسند و چه پس از آن. در مقابل کلیسای پروتستان ازدواج را مطلقا
برای مقامات روحانی خود جایز می¬داند چه پیش از رسیدن به این مقام و چه پس
از رسیدن به این مقام ولی أرتدکس¬ها در این مورد تفصیل می¬دهند. اگر قبل از
رسیدن به مقام روحانی ازدواج کرده باشد مانعی ندارد ولی ازدواج پس از
رسیدن به مقام روحانی جایز نیست.
علت ممنوعیت ازدواج مقامات روحانی هم¬دردی با حضرت عیسی است که تا آخر عمر ازدواج نکرد.
کویکرها و سپاه نجات ازدواج را مطلوب می¬دانند ولی آن را عمل عبادی
نمی¬دانند. گروه شیکرها ازدواج نمی¬کنند. کاتولیک¬ها ازدواج را به سنت
حواریون استناد می¬دهند لذا این را عبادت می¬دانند ولی پروتستان¬ها منکر
این مطلب هستند و از هفت آئین کلیسا تنها عشای ربان یو غسل تعمید را مستند
به کتاب مقدس می دانند و پنج آئین دیگر را اگر چه فی نفسه خوب می¬دانند ولی
آن را مستند به کتاب مقدس نمی¬دانند.
6- دست¬گذاری: رساندن به مقامات روحانی کلیسا متوقف بر اجرای مراسمی به نام دست¬گذاری است.
پروتستان¬ها
معتقد به مقامات روحانی نیستند و می¬گویند همه مسیحیان شبان هستند و همه
اسقف. مراسم و شروطی را که سایر کلیساها برای مقامات روحانی را قبول ندارند
و سنت دست¬گذاری را منکرند، البته پروتستان¬ها واژه کشیش را برای مقامات
روحانی خود به کار نمی ¬برند و تنها واژه شبان را به کار می¬برند.
ارتدکس¬ها
قائل به هفت مقام روحانی هستند که معمولا تنها سه مقام عالی شماس، کشیش و
اسقف را بیان می کنند. چهار مقام دانی کلیسا نیز به ترتیب عبارتند از:
دربان، قاری، خادم و جن¬گیر.
7- تدهین: تا قرن هشتم هر کس مریض می¬شد
عضوی را که معمولا به وسیله آن انسان مرتکب گناه می¬شود (مثل دست) به وسیله
روغن مقدس (مرون) را تدهین می¬کردند تا به این وسیله شخص شفا پیدا کند. از
قرن هشتم اعلام شد که این مراسم در موردمریضانی که مشرف به مرگ هستند
انجام می¬شد.
اختلاف در مورد این مراسم هفت گانه موجب تشکیل فرقه¬های
متعددی شد. این هفت آئین را ارتدکس¬ها اکنون پذیرفته¬اند ولی تا قرن
دوازدهم فقط غسل تعمید و عشای ربانی را به عنوان عبادت قبول داشتند.
مسائل کلامی:
گاهی مسائل عقیدتی موجب تشکیل یک فرقه شد. نمونه آن مناقشه¬ای است که به مناقشه «فیلیوک» (Filioque) معروف شد.
در
شورای نیقیه اسقفان تنها درباره طبیت دو گانه عیسی به توافق رسیدند و
درباره نقش روح¬القدس صحبتی به میان نیامد. دير زماني از اين شورا نگذشت كه
دو باره نزاع بر سر روح القدس در كليسا آغاز شد و الهي داني به نام
مقدونيوس ( macedonius) الوهيت روح القدس را انكار نمود و بدين منظور شوراي
قسطنطنيه در سال 381 تشكيل شد و اين اصلاحيه¬اي به اعتقاد نامه نيقيه
افزود: «من ايمان دارم به روح¬القدس، خداوند و بخشنده حيات كه از پدر صادر
مي¬گردد.
ولي باز اين متمم همگان را راضي نكرد و كليساي لاتين زبان
(كاتوليك) تحت تاثير اگوستين قديس با آن سر مخالف برداشت چون در اين
اصلاحيه تاكيد شده بود روح القدس تنها از پدر صادر شده و ايشان معتقد بودند
روح القدس بايد از پدر و پسر با هم صادر شود به همين منظور در سال 569
شوراي سوم تولدو (Third Council of Toledo) را تشكيل دادند باز يك كلمه به
اعتقاد نامه نيقيه افزودند: «من ايمان دارم به روح القدس خداوند و بخشنده
حيات كه از پدر و پسر صادر مي¬شود.» بنابراین در غرب رسم شد که عبارت :« و
از پسر » نیز به اعتقاد نامه اضافه شود.
ولي كليساي يوناني زبان
(ارتدكس) به شدت با اين افزوده مخالفت كردند و معتقد بودند روح¬القدس تنها
از پدر صادر شده است. اين مناقشه به مناقشه فيليوك(Filioque) شهرت يافت.
برخی معتقدند که یکی از عوامل جدایی کلیسای شرق از غرب همین مناقشه بود.
شمایل شکنی:
هم¬چنین در کلیسای شرقی نزاعی در
مورد شمایل شکنی درگرفت. عده¬ای می¬گفتند که شمایل¬ها و مجسمه¬های نصب شده
در کلیسا می¬تواند انسان را به خدا نزدیک¬تر نماید. یوحنای دمشقی نیز تأکید
داشت که شمایل¬ها انسان را در عبادت کمک می¬کند. در مقابل برخی معتقد
بودند که شمایل پرستی مخالف با دومین فرمان خداوند در مجموعه ده فرمان است.
در این فرمان خداوند حضرت موسی را از پرستش بت¬ها نهی می¬کند.
رهبری کلیسا:
در مورد برتری اسقف رم در میان
کلیسای شرق و غرب اختلاف به وجود آمد. کلیسای کاتولیک معتقد بود که او در
رأس اسقف¬ها است ولی ارتدکس¬ها می¬گفتند که او هم¬چون سایر اسقف¬های 5
منطقه پاتریارک نشین است.
کلیسای کاتولیک در این راستا می¬گفت که هنگامی که پاپ برتر از سایر اسقف¬ها است پس او حق نظارت بر سایر کلیساها دارد.
هم¬چنین
پس ازتشکیل کلیسای بلغارستان، میان مسیحیان در رهبری این کلیسا اختلاف به
وجود آمد. یا این که در سال 1004 در مورد رهبری کلیسای سیسیل اختلافاتی پیش
می¬آمد.
جنگ¬های صلیبی:
یکی از مهم ترین عادات کهن
مسیحیان زیارت اورشلیم بود. رفت و آمد مسیحیان به این شهر در نهایت موجب در
گرفتن جنگ¬های صلیبی میان مسلمانان و مسیحیان شد. یکی از پیامدهای این جنگ
انشعاباتی بود که جهان مسیحیت به وجود آمد.
در آغاز کلیسای شرق از
کلیسای غرب علیه مسلمانان درخواست کمک می¬کند. پاپ دوربان دوم نیز
بیانیه¬ای صادر می¬کند و مسیحیان را به جنگ علیه مسلمانان فرا می¬خواند. تا
پیش از آن جنگ در میان مسیحیان منفور بود، چرا که آن را سبب خونریزی
می¬دانستند. مسیحیان مدتی قدس را به تصرف در می¬آورند و وارد این شهر
می¬شوند. در مناطقی که تحت تصرف مسلمانان بود کلیساهائی وجود داشت که به
دست مسیحیان غرب افتاد. در مورد اداره این کلیساها از همان ابتدا نزاعی
درگرفت. مسیحیان صلیبی می¬گفتند که سراسقف این کلیساها باید لاتینی زبان
باشد ولی این کلیساها تأکید داشتند که باید یونانی زبان و تابع کلیسای شرق
باشند.
عصمت پاپ:
یکی از عوامل اختلاف در جهان مسیحیت عصمت
پاپ بود. در یکی از شوارها بیانیه¬ای صادر شد و عصمت پاپ را در اداره
کلیساها اعلام کرد. پروتستان¬ها منکر این مطلب شدند.
یکی از رسوم کلیسای شرق این بودکه هر سال مراسمی را برگزار می¬کردند و در آن از لوحی از نام نیکوکاران را می¬نوشتند و از آنان تقدیر می¬کردند. همیشه رسم بر این بود که در ابتدای این لیست نام پاپ رم آورده میشد. تا این که در حدود سال 1004 برای اولین بار نام پاپ را از این لیست حذف کردند. پس از انتشار این لوح، کلیسای کاتولیک از این پیشامد ناراحت شد. برخی معتقدند که همین عامل در نهایت موجب شد که کلیسای ارتدکس از کلیسای کاتولیک جدا شود.
پس از جدایی این دو کلیسا از یکدیگر، تلاش¬های زیادی برای اتحاد این دو کلیسای بزرگ و نزدیکی آنان صورت گرفت.